مفهوم افسردگی در سازمان چیست؟ راه های مقابله با آن
اگر احساس میکنید در محل کار خود حبس شدهاید، ساعتها از پشت پنجرهای بسته به بیرون خیره میشوید و با افسردگی در سازمان دستوپنجه نرم میکنید، این مقاله برای شماست. انسان مدرن در جهان امروزی خود بیش از پیش در حال غرق شدن در انزواست. افسردگی بهعنوان بیماری قرن شناخته میشود و افراد زیادی در جوامع امروزی، حتی در کشورهای توسعهیافته، با آن دستوپنجه نرم میکنند. افسردگی نیز مانند هر مشکل دیگری انواع مختلفی دارد که یکی از انواع شناختهشده آن، افسردگی شغلی یا افسردگی در سازمان است. اگر شما نیز با این نوع افسردگی مواجه هستید، برای آشنایی بیشتر با افسردگی در سازمان و راههای مقابله با آن، در ادامه این مقاله همراه ما باشید.
افسردگی کاری
علل افسردگی شغلی در محیط کار
افسردگی شغلی میتواند تحت تأثیر عوامل مختلف فردی، محیطی و سازمانی شکل بگیرد. حجم کاری زیاد، مسئولیتهای سنگین، فشار مداوم برای رسیدن به اهداف، ساعات کاری نامنظم، دریافت حقوق نامتناسب با حجم کار، نبود تعادل میان کار و زندگی شخصی، علاقه نداشتن به شغل و احساس نداشتن کنترل بر وظایف از جمله عوامل مهم هستند. همچنین محیط کاری سمی، تبعیض یا آزار در محل کار، تعارض با مدیران و همکاران، نبود حمایت اجتماعی، ابهام در نقشهای شغلی و نداشتن فرصت رشد و پیشرفت میتوانند فشار روانی را افزایش دهند و زمینه بروز یا تشدید افسردگی در سازمان را فراهم کنند.
کارمندان به طور متوسط، ۵ تا ۸ ساعت از روزشان را در محل کار سپری میکنند، اگر به سلامتی، فراغت با کیفیت، خواب کافی و غذای خود اهمیت ندهد، ممکن است به دست دیو پلید و مرموز افسردگی بیفتند. کار مندانی که شغلهای غیرپویا دارند و در محیطی خشک با حداقلترین میزان معاشرت در محل کار، سپری میکنند؛ بیشتر در معرض افسردگی در سازمان، قرار میگیرند. علائم افسردگی غالباً می تواند، تکانه های عصبی، اضطراب غیر طبیعی، خمودگی و کاهش بهره وری، کاهش انگیزه و … باشد؛ اگر با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنید یا به تازگی این علائم را در خود کشف کردهاید از همکاران، مدیران مجموعه و یا تراپیست و روان پزشک کمک بگیرید. در نگاه اول، ممکن است اینطور به نظر برسد که شما دارید گله و شکایت میکنید، یا مسائلی غیر حرفهای که به حوزه کاریتان مربوط نیست، با رئیستان در میان میگذارید.اما فراموش نکنید که مشکل افسردگی در سازمان، میتواند روی کیفیت کار شما تاثیر مستقیم گذاشته و بهرهوری شما را کاهش دهد. کارمندانی که مدت زمان زیادی را در محل کار خود می مانند؛ ممکن است به مشکلاتی از قبیل فرسودگی شغلی و افسردگی در سازمان، مبتلا بشوند.
نشانه ها و نتایج افسردگی در سازمان
همانطور که میدانید، افسردگی در سازمان با نشانههایی مانند نگرانی و اضطراب غیرقابلکنترل، بیحوصلگی و ملال، به تعویق انداختن مداوم کارها و نداشتن بهرهوری لازم بروز پیدا میکند. فرد مبتلا به افسردگی گویی در جهانی عاری از حس و حرکت و به رنگ خاکستری، یا در دنیایی اسلوموشن که زندگی در آن با روندی کند پیش میرود، زندگی میکند. اگر نشانههای افسردگی در محل کار در شما بروز پیدا کند، ممکن است با نتایج نامطلوبی روبهرو شوید، به مشکلات جبرانناپذیری دچار شوید و حتی شغل خود را از دست بدهید. پیامدهایی که در اثر افسردگی در سازمان یا به عبارتی افسردگی شغلی متوجه شما میشوند، میتوانند شامل موارد زیر باشند.
تفاوت افسردگی شغلی با فرسودگی و استرس کاری
افسردگی شغلی، فرسودگی شغلی و استرس کاری ممکن است نشانههای مشابهی داشته باشند، اما یکسان نیستند. استرس کاری معمولاً در واکنش به موقعیتها و فشارهای مشخص ایجاد میشود و ممکن است با کاهش فشار یا استراحت کمتر شود. فرسودگی شغلی بیشتر با خستگی عاطفی، کاهش انگیزه و بیتفاوتی نسبت به کار ارتباط دارد و معمولاً نتیجه فشار شغلی مزمن است. در مقابل، افسردگی شغلی میتواند با احساس ناامیدی، کاهش انرژی، بیعلاقگی، اختلال در تمرکز و مشکلات خواب همراه شود و در مواردی تأثیر آن از محیط کار فراتر رفته و زندگی شخصی فرد را نیز تحت تأثیر قرار دهد. تشخیص دقیق تفاوت میان این شرایط بهتر است توسط متخصص سلامت روان انجام شود.
- غیبت از کار و حاضر نشدن در محل کار؛
- کاهش بهرهوری و تکرار مداوم اشتباهات در انجام کار؛
- بروز رفتارهای پرخطر مانند اعتیاد به مواد مخدر یا مصرف مشروبات الکلی؛
- گریه ناگهانی در محل کار و داشتن خلقیات تحریکپذیر؛
- اختلال در خواب شب پیش از کار یا چرت زدن ناخودآگاه در محل کار؛
- انزوا، کنارهگیری از همکاران و بیعلاقگی به معاشرت با دیگران.
به طور کلی؛ افسردگی می تواند نتایج زیان بار و عواقب جبران نا پذیری برای ما به ارمغان آورد؛ همچنین دلایل ایجاد افسردگی، بسیار متفاوت و در هر فردی با دیگری متفاوت است؛ در نهایت افسردگی می تواند رضایت شغلی شما را تحت شعاع خود قرار داده و آن از میان بر دارد.
راه کارهای مقابله با افسردگی در سازمان
از آن جا که حال روحی کارکنان، تاثیر مستقیم بر جو کاری گذاشته و در نتایج حاصل از کار نیز نقشی موثر و تعیین کننده دارد؛ افسردگی شغلی باید درمان شود. راه کار های زیادی برای مقابله این اختلال وجود دارد. در ادامه به تعدادی از آن ها اشاره می کنیم
نقش مدیران و سازمان در کاهش افسردگی شغلی
پیشگیری و مدیریت افسردگی در سازمان تنها بر عهده کارمند نیست و مدیران و کارفرمایان نیز نقش مهمی در ایجاد محیط کاری سالم دارند. مشخص بودن وظایف و انتظارات شغلی، متعادل کردن حجم کار، فراهم کردن امکان استفاده از مرخصی و استراحت، حمایت از تعادل میان کار و زندگی شخصی و ایجاد فضای امن برای مطرح کردن مشکلات میتواند فشار روانی کارکنان را کاهش دهد. ارائه بازخورد سازنده، حمایت مدیران و همکاران، ایجاد فرصت رشد شغلی و فراهم کردن دسترسی مناسب به خدمات مشاورهای نیز میتواند به حفظ سلامت روان و افزایش رضایت شغلی کارکنان کمک کند.
- در طول ساعات کاری، برای چند دقیقه از میز کار خود فاصله بگیرید.
- تمرینات تنفسی را انجام دهید، نفس عمیق بکشید و با تمرکز به دم و بازدم خود توجه کنید.
- مشکلات و مسائلی را که در محل کار با آنها مواجه میشوید، با مدیر مجموعه در میان بگذارید.
- اگر احساس میکنید به تغییر نیاز دارید، محل کار خود را ترک کرده و محیط کاری دیگری را انتخاب کنید.
در نهایت، توجه داشته باشید که این راهکارها موقتی هستند و برای درمان قطعی افسردگی باید به تراپیست و در صورت ارجاع توسط تراپیست، به روانپزشک مراجعه کنید.
جمع بندی
در این مقاله با مفهوم افسردگی در سازمان آشنا شدیم؛ با نشانه ها و علایم آن که همان علایم کلی افسردگی است آشنا شده و متوجه شدیم که تبعات خستگی یا فرسودگی می تواند به افسردگی در محل کار منجر شود؛ اگر استرس کاری خود را کنترل نکنید؛ احتمال اینکه به افسردگی شغلی دچار شوید؛ بسیار زیاد است. در آخر، نگران نباشید و همیشه از مدیران سازمان یا درمانگران حوزه سلامت روان کمک بگیرید و روی آن ها حساب ویژه باز کنید.
سوالات متداول درباره افسردگی شغلی
آیا افسردگی شغلی بدون ترک کردن شغل قابل مدیریت است؟
در بسیاری از موارد، برای مدیریت افسردگی شغلی الزاماً نیازی به ترک فوری شغل نیست. کاهش عوامل استرسزا، ایجاد تعادل میان کار و زندگی، دریافت حمایت از مدیر یا سازمان و مراجعه به متخصص سلامت روان میتواند به بهبود شرایط کمک کند. با این حال، اگر محیط کار بهطور مداوم آسیبزا باشد و امکان اصلاح شرایط وجود نداشته باشد، بررسی تغییر شغل یا سازمان با کمک متخصص میتواند یکی از گزینهها باشد.
چگونه بفهمیم مشکل ما افسردگی شغلی است یا خستگی کاری؟
خستگی کاری معمولاً موقتی است و پس از استراحت کافی کاهش پیدا میکند، اما افسردگی شغلی میتواند با بیانگیزگی مداوم، کاهش تمرکز، اختلال خواب، احساس ناامیدی و از دست دادن علاقه به کار همراه باشد. اگر این علائم برای مدت قابل توجهی ادامه پیدا کنند یا بر عملکرد کاری و زندگی روزمره اثر بگذارند، ارزیابی توسط متخصص سلامت روان اهمیت دارد.
چه زمانی باید برای افسردگی شغلی از متخصص کمک گرفت؟
اگر علائم افسردگی در محیط کار شدید یا مداوم شدهاند، عملکرد روزانه را مختل کردهاند، فرد بهطور مرتب از حضور در محل کار اجتناب میکند یا احساس میکند فشار روانی بر سایر بخشهای زندگی او نیز اثر گذاشته است، مراجعه به روانشناس، تراپیست یا روانپزشک میتواند ضروری باشد.



نظرات کاربران