اصول برندینگ چیست: 4 مرحله برای ساختن یک برند موفق
بیشتر از 90٪ صاحبان مشاغل کوچک بر این باورند که داشتن برندینگ منحصر به فردی که باعث تمایزشان شود برای رقابت بسیار مهم است. بیش از نیمی از همین جامعه آماری برندینگ را برای جذب مشاغل جدید بسیار مهم توصیف می کنند. تجارتهای قدرتمند مانند اپل و کوکاکولا چه سری درون کارشان نهفته است و اصول برندینگ برای این برندها چیست؟ و چگونه صاحبان مشاغل کوچک می توانند از اصول برندینگ این تجارتها به عنوان منبع الهام استفاده کنند؟ در اینجا چهار مرحله را با هم مرور می کنیم تا بدانیم که اصول برندینگ چیست؟
مراحل اصول برندینگ چیست؟
1. مشخص کنید که چگونه می خواهید شناخته شوید
وقتی مشتری از محصول یا خدمات شما استفاده کرد و تجربه او به پایان رسید، دوست دارید کسبوکار شما را چگونه توصیف کند؟ یکی از اصول برندینگ این است که تعریف روشنی از ویژگی غالبی داشته باشید که میخواهید با آن شناخته شوید. برای مثال، اگر صاحب یک رستوران هستید، دوست دارید مشتریان شما رستورانتان را چگونه توصیف کنند؟
مخاطب هدف برند خود را بشناسید
یکی از اصول مهم برندینگ، شناخت دقیق مخاطبان هدف است. پیش از اینکه مشخص کنید برند شما چگونه باید در ذهن مشتریان شناخته شود، باید بدانید مشتریان شما چه کسانی هستند، چه نیازها و دغدغههایی دارند، چه ارزشهایی برای آنها اهمیت دارد و محصول یا خدمات شما چه منفعتی برایشان ایجاد میکند. برای رسیدن به این شناخت میتوانید دادههای موجود را بررسی کنید، پرسونای مشتری بسازید، از مشتریان نظرسنجی کنید و نحوه ارتباط رقبا با مخاطبانشان را زیر نظر بگیرید. هرچه شناخت دقیقتری از مخاطب داشته باشید، انتخاب پیام، وعده و جایگاه مناسب برای برند آسانتر خواهد شد.
برای مثال بگویند: «وای، این رستوران متنوعترین منوی شهر رو داره. عالیه!»
«آدم توی این رستوران حس میکنه که برای یک شام خانوادگی سنتی ایتالیایی دعوت شده. ظروف ساده اما بسیار خوشمزه هستند!»
«این رستوران سرویس سریعی دارد و غذایش هم خوب است، اما قیمتش فوقالعاده مناسب است!»
برای داشتن برندینگ درست، شعار و وعده پیشنهادی خود را مشخص کنید؛ وعدهای که با آنچه رقبای شما ارائه میدهند متفاوت باشد.
2. کسب و کار خود را بر اساس وعده برندینگ خودتان سازماندهی کنید
حفظ هدف و وعدهای که برای متمایز شدن از رقبای خود در نظر گرفتهاید، به این معناست که باید چهارچوب مشخصتری برای کسبوکارتان داشته باشید. به عنوان مثال، رستورانی که میخواهد به دلیل قیمتهای مناسبش شناخته شود، باید راهی پیدا کند تا در یک عصر تعداد مشتریانی را که در هر میز سرویس دریافت میکنند به حداکثر برساند. حاشیه سود برای هر مشتری کمتر خواهد بود، اما افزایش تعداد مشتریان میتواند میزان سود را بالا ببرد.
شخصیت و هویت بصری برند را مشخص کنید
برند فقط به نام تجاری یا شعار محدود نمیشود و شخصیت و هویت بصری آن نیز در نحوه درک مشتریان نقش مهمی دارد. برای مشخص کردن شخصیت برند از خودتان بپرسید اگر برند شما یک انسان بود، مشتریان آن را با چه ویژگیهایی توصیف میکردند؛ برای مثال صمیمی، مدرن، خلاق، قدرتمند یا محافظهکار. این شخصیت باید در تمام ارتباطات برند، از لحن و زبان گرفته تا لوگو، تایپوگرافی، پالت رنگ، تصاویر و سایر عناصر بصری منعکس شود. هماهنگی این عناصر باعث میشود مخاطبان برند شما را سریعتر تشخیص دهند و تصویر مشخص و ماندگارتری از آن در ذهن داشته باشند.
به عبارت دیگر، برندینگ و نام تجاری شما تأثیر قابل توجهی بر فرمول موفقیتی دارد که کسبوکار خود را بر پایه آن بنا میکنید.

3. هدف و شعار خود را تبلیغ کنید
تمام مطالب بازاریابی و دیجیتال مارکتینگ شما – از رنگ های لوگو گرفته تا متن وب سایت شما – باید به عنوان تابعی از این شعار توسعه داده شود. هر چیزی که در فیس بوک یا LinkedIn می گویید باید مطابق با این پیام باشد، همانطور که باید دکوراسیون داخلی شما هم منطبق بر این شعار و هدف باشد. حتی می توانید دیجتال برندینگ و پرسنال برندینگ خودتان را هم بر این پایه بنا کنید.
تمام نقاط تماس برند را هماهنگ کنید
مشتری فقط از طریق تبلیغات با برند شما ارتباط برقرار نمیکند؛ هر بار که با وبسایت، شبکههای اجتماعی، محصول، بستهبندی، خدمات مشتری، محیط فروش یا محتوای شما روبهرو میشود، یک نقطه تماس با برند شکل میگیرد. مجموع این نقاط تماس تجربه مشتری از برند را میسازد. به همین دلیل، بهتر است تمام نقاط تماس را شناسایی کنید و مطمئن شوید پیام، لحن، ظاهر و تجربهای که در هرکدام ارائه میشود با هدف، شعار و چشمانداز برند هماهنگ است. این یکپارچگی به تقویت تصویر برند و ایجاد تجربهای قابل تشخیص برای مشتری کمک میکند.
در این مرحله، نام تجاری و برندینگ شما به محور اصلی فعالیتهای تبلیغاتی تبدیل میشود. علاوه بر این، تبلیغاتتان نیز اثربخشی بیشتری خواهد داشت، زیرا پیام روشن و مشخصی برای انتقال به مخاطبان دارید.
4. سازگار باشید
پس از اینکه به درک روشنی از نحوه برداشت مخاطبان از شعار تبلیغاتی خود رسیدید، باید سازماندهی کسبوکارتان را نیز با همین ادراک و وعدهای که منتقل میکنید هماهنگ سازید. به عنوان مثال، اپل به تولید محصولاتی با ظرافت و ابتکارهای مخصوص به خودش شناخته میشود؛ بنابراین نمیتواند تلفن جدیدی عرضه کند که غیرجذاب باشد، یا تبلت جدیدی ارائه دهد که از نظر فن آوری در سطح پایینی قرار داشته باشد، یا طراحی کلی بسیار متفاوت و زمختی داشته باشد، زیرا چنین اقدامی به معنای شکستن شعار و وعدهای است که به مشتریان خود داده است.
عملکرد برند را به طور منظم ارزیابی کنید
ثبات در برندینگ به این معنا نیست که بدون ارزیابی، همیشه یک مسیر ثابت را ادامه دهید. پس از اجرای استراتژی برند باید عملکرد آن را بهطور منظم بررسی کنید تا نقاط قوت، ضعف و میزان هماهنگی آن با نیازهای مخاطبان مشخص شود. نظرسنجی از مشتریان درباره تجربه آنها، بررسی دادههای وبسایت و شبکههای اجتماعی و ارزیابی عملکرد سئو و تبلیغات میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره وضعیت برند در اختیار شما قرار دهد. اگر دادهها نشان دهند پیام یا استراتژی فعلی دیگر با مخاطبان یا شرایط بازار همخوانی ندارد، میتوانید با حفظ هویت اصلی برند، تغییرات لازم را بهصورت حسابشده انجام دهید.
ایده اصلی برندینگ در این مرحله چیست؟ ایده اصلی، ایجاد اعتماد است. مشتریان شما دیگر نباید نام تجاری و برندینگتان را صرفاً به عنوان یک وعده ببینند، بلکه باید آن را یک واقعیت بدانند. یکپارچگی و استقامت اغلب سختترین بخش این مسیر است، اما در عین حال بخشی است که بیشترین نتایج مثبت را به همراه دارد.
با گذشت زمان، یک برندینگ خوب مدیریتشده به وعده و شعار اصلی شرکت تبدیل میشود و به شکل فزایندهای در ذهن مشتریان جای میگیرد. ممکن است 10 رستوران ایتالیایی در این محله وجود داشته باشد، اما تنها یکی از این رستورانها باشد که مشتریانش انتظار دارند در آن یک شام خانوادگی سنتی ایتالیایی را تجربه کنند. به این ترتیب، نام تجاری رستوران دیگر فقط نام و نشان آن نیست، بلکه همان انتظاری است که در ذهن مشتریان شکل گرفته است.
نتیجه گیری
با اجرای چنین استراتژی و اصول برندینگی، کسبوکار شما به تدریج میتواند هم قیمت و هم فروش خود را افزایش دهد (بله، اصولا قیمت و فروش با هم به رشد میرسند!). برندینگ و نام تجاری شما در نهایت به یکی از باارزشترین داراییهای کسبوکارتان و یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر موفقیت آن تبدیل خواهد شد.

نظرات کاربران